ماری جوانان
ارسال شده توسط زیگعلی | در روزنوشت پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۸همین الان فهمیدم که یک گیاه دو متریه که از امعا واحشاش استفاده می کنن و به هر تیکش یه اسمی میگن : علف ، حشیش ، ماری جوانا ( یا اونطور که ما ساده لوحانه و به طعنه بهش ماری جوانان می گفتیم ). والله تا اونجایی که من یادمه به اوباش بودن و “بدآموز” بودن معروف بوده و هستم ولی نمی دونم چرا یه جور وحشت همیشه با من بوده از استعمال ( از فعلی که به کار بردم بفهمین خدا وکیلی) این جور چیزا ! با این که میگن اعتیاد آور نیست ( که باورم نمیشه ، چون کف دستم اعتیاد آوره چه برسه به ماری جوانان ) و خوبه ( زرشک!) و از این حرفها ، باز یه جور ترس ذاتی توی من هست از اینکه بخوام مثلا امتحانش کنم ببینم چی چیه . یادمه یه بار در منزل یک دوستی که حشر و نشرش با اهالی هنر بود ، همه جمع بودن و بساطی هم بود که دود روی هوا پخش و پلا میکرد و هر هر و کر کر بقیه رو بیشتر . من ساده لوحانه یه گوشه ای فرو رفته بودم به حیرت و تماشا و بعد وسطش که نیمکره ی چپ مغزم فرمان داد این دودها ممکنه برای سلامتیت ضرر داشته باشه ( به قول خودم زن ! ) و برو ، پا شدم به شرمندگی و گفتم خوب من از خدمتتون مرخص میشم ! آقا ما هر چی گفتیم خدافظ کسی تحویل نگرفت ، حالا فهمیدم اصلا عالم هپروتی یعنی اینکه نفهمن کی کجا هست ! قصد اساعه ی ادبی در کار نبوده که دوستان چنان در هپروت بودن که متوجه من نبودن.
نمی دونم چرا اینا رو نوشتم ولی کلا خواستم بگم اگه تو یه مورد پاستوریزه حساب شم همین یه مورده والله بالله . نمی دونم اگه اشتباه می کنم بفرمایید و این نه چندان حقیر ( جثه ای ) صد البته فقیر( هفته ی آخر ماه مالیه ، ریده مانه وضع جیب ) رو راهنمایی بفرمایید.
Very good news
ztAYAh
Estium buy viagra jot Aquum