من و کارم |

روز نوشت های زیگعلی
خوراک RSS

لق تاریخ بشر !

پنجشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۹

آدم باید به چه فرطی برسه که همه ی عشق و علاقش رو واسه ی یکی بزاره کنار ؟ این اشکان شب افروز ما ، محشر گفته تو این شعر و ترانه راستی راستی …

( اگر حوصله داشتین مصاحبه و پیشینه ی کاریش رو با یه کلیک اینجا بشنویدش  ولی اگر حوصله اونو ندارین ، حتمن این ویدیو رو که نمی دونم چرا کج و کوله شده رو  ببینید و از این شعر لذت ببرید : راستی راستی لق تاریخ بشر )


کاشکی ! اگر ! اما !

دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۹

من تو اون مملکت ، بعضی وقت ها استعدادهایی رو دیدم که فقط کافی بود ایرانی نباشن و خوشبخت بشن …. یا ایرانی باشن ولی نه اینطوری … خودشون انقدر غرق استعداد خودشونن که وقت نمی کنن کاشکی ها رو یادشون بیاد … آرزو کنن برای اگر ها و حسرت بخورن برای اما ها … فرض کنید برای پخش موسیقی مثلا ، بروکراسی فعلی و سیاست های کنونی نبود ، شرط می بندم ، بهتون قول میدم بازار موسیقی ایران در منطقه که هیچ ، در جهان شهره ی خاص و عام می شد … این رو از من بشنوید که تو محافل موسیقی شخصی زیاد رفت و آمد کردم … جنس این صدا رو گوش بدین … خوشحالم که شکارش کردم ، پارسال همین موقع