منظوری ندارم صرفا خاطره ایه که گفتم حالا که اسم میر حسین موسوی بیش از هر زمان دیگه ای شنیده میشه ، براتون تعریف کنم :
پارسال اواخر همین ماه اسفند بود که در گیرودار تبلیغات انتخاباتی خاتمی رفت که موسوی بماند.در دفتر سایت کلمه ( که آن زمان دفتر داشت در ضلع جنوبی میدان هفت تیر و تازه داشت به این نتیجه می رسید که روزنامه دار هم بشود ) به اصرار دوستی ، رفتیم تا با اهالی اش گپ بزنیم که چطور می شود در آستانه ی انتخابات، یک رادیوی اینترنتی برای کلمه هوا کرد ( که زمینه ای باشد برای وقتی که اگر موسوی برد همان رادیوی اینترنتی مجوز بگیرد و بشود اولین رادیوی خصوصی کشور !اتفاقی که البته هیچ وقت نیوفتاد ، نه اینترنتیش و نه تبعاتش) . بحث امکانات فنی که تمام شد، قرار شد به عنوان نمونه، یک کار کوتاه ضبط شود تا خود موسوی هم بشنود و به اصطلاح مهر تاییدش به عنوان افتتاح زیرش باشد . سهراب هادی ( که تا آن زمان نمی شناختمش و بعد فهمیدم از آن دسته شعرای مورد علاقه ی صدا و سیما بوده که بعدا مغضوب شده و قبلنها یار میر حسین بوده در روزنامه جمهوری اسلامی) گفت که شعری دارد درباره ی سالهای جنگ و امام خمینی که در آن اشارکی هم به میرحسین شده و خلاصه بدون رودربایستی زورچپان کرد که بگذارید آن نمونه کار ، خواندن این شعر باشد با صدای هادی و تلفیق موسیقی هایی که من به آن اضافه کنم و بعد چون به سلیقه ی موسیقی من شک داشت ( که البته حق هم داشت ) گفت خودش چند “ لوح ” ( بخوانید سی دی ) میاورد تا من از همان ها استفاده کنم که همین هم شد و ترکیبی از موسیقی سنتی و عرفانی ، دف و تنبور برایم آورد و گفت ( نقل به عین ) : من با شور می خوانم تا با موسیقی شورش را بیشتر کن . پیشنهاد هم کرد که دف و تنبور ترکیب مورد علاقه ی میرحسین است . او خواند و من ترکیب کردم و نتیجه اش چیزی بهتر از محصولات از این دست صدا و سیما هم نشد ( بدون رو در بایستی ).محصول را بردند پیش میرحسین تا بشنود . شنیدم که وقتی شنید ، سری تکان داده و گفته این موسیقی ها خیلی ” صدا و سیما”یی است ، ” ترقص ” دارد،مصداق لهو و لعب است، استفاده نکنید (و حتی شنیدم که زیر لب جمله ای هم به این جملات اضافه کرده که : صدا وسیمای زمان امام ،اصلا اینطور نبوده )
هنوز نه خبری از جنبش سبز بود و نه اصلا بحث انتخابات جدی شده بود. با شما که رو دربایستی ندارم، راستش تا خود روز انتخابات در فکر این برخورد شخصی با میرحسین بودم . راست راستش هنوز هم این سوال در ذهنم باقی است که پدیده ی “میر حسین ” تا چه اندازه با واقعیت ” میرحسین ” شباهت دارد.