من و کارم |

روز نوشت های زیگعلی
خوراک RSS

پوران فرخزاد : رخش روشن ایران، دوباره می آید

جمعه ۱۷ مهر ۱۳۸۸

روزهای آخرم در ایران ، روزهای اول زیر و رو شدن ها بود . آخرین بارهایی که برای خداحافظی پیش پوران فرخزاد می رفتم ، از او می خواستم چند شعرش را برایم بخواند تا ضبط کنم . اولینش با اینکه سالها پیش سروده شده بود ، غم و امید را با هم داشت، نیشتر به تاریکی و وعده به روشنایی.اشک هم ریخت. قصد نداشتم به این زودی ها منتشر کنمش اما دیدم به شدت وصف حال است و امید بخش وقتی که میگوید : به نام حضرت فردوسی فرین سوگند، که رخش روشن ایران ، دوباره می آید .

پوران در این شعر معتقد است که بالاخره رستم و رخشی از دور می آید و ایران را به سمت روشنایی می برد . برای شنیدن این شعر با صدای پوران فرخزاد اینجا را کلیک کنید.