من و کارم |

روز نوشت های زیگعلی
خوراک RSS

فرند فید

جمعه ۲ اسفند ۱۳۸۷

توجه  بروبکسی که مدام غر می زنند که چرا دیر به دیر می نویسم ( که البته به شدت دارم سعی می کنم اینطور نباشه ) رو جلب می کنم به گوشه ی سمت راست وبلاگ ( همین آبی درازه ! ) که بهش میگن Friend Feed . این یه جورایی کارنامه ی فعالیتهایه روزانه ی منه روی اینترنت . از شعار گوگل تالک بگیرید بیایییین تا لینکهایی که در روز می خونم ، بحثهایی که روی اینترنت توشون شرکت می کنن  و  لحظه نوشت هام ( twitter ) و مزخرفاتی که لحظه به لحظه از روی موبایل می فرستم بالا . خلاصه اینکه ، باعث میشه همیشه اینجا زنده باشه . به قول هادی یه جور میکروبلاگینگه ( ریز بلاگ نگارنده لابد ! )


مظفرالدین شاه ، آکتور سینما

یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۷

این روزها ، که داغ است باب ” شاه ” و اتمام سلاسل ” شاهنشاهی ” وبیش از هر زمان دیگری محمدرضا شاه پهلوی در تصاویر دیده می شود ، شاید بد نیست برگردیم به نخستین شاه ایرانی که ” دیده ” شد منتهی نه به سبک محمدرضا مستند !  مظفرالدین شاه قاجار ، ضعیف بنیه و تن به مشروطیت داده ، از جمله تفریحات و تفرجاتش بازی کردن فیلم در مقابل آپاراتی بود که هدیه ی دولت فرانسه بود به دربار ایران . این در تاریخ بود و به موازاتش تاریخی شده بود این سوال که آن فیلمها کجا هستند ؟ اصلا هستند یا نه …

مشاهده ادامه مطلب »


تنها صداست که می ماند ، حتی بعد از ۴۲ سال

جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۸۷

پارسال بود که رفتم به دیدن پوران فرخزاد . خواهر فروغ . گمان نکنم بیش از ده دقیقه طول کشید ، چنان گرم گرفتیم که بتوانم افتخار کنم به دوستی با او . برایم از فروغ گفت . در سالمرگش . یک سالکی طول کشید تا به گوش شما برسد .

اینجا راببینید وبشنوید . همینطور دوستی در فرند فید هم از مزار فروغ عکس تازه ای انداخته .

چه عجیب که یاد فروغ و فریدون پشت هم افتاد …


میخک نقره ای

چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۷

این روزها که بحث داغ است اندر باب راه اندازی تلویزیون فارسی بی بی سی  که مدرن است  ، این روزها که چشم چشم می کنیم به دنبال سنت شکنی در رسانه ها ، ته ذهنمان باید بماند که راه باز کن ها که ها بودند … ته ذهن من نامی نقش بسته ، که آوازه اش از ” نخستین شوی  تلویزیونی ” در ایران می آید ، کسی که صنعت ” گفتگو روی صحنه ” را باب کرد ، از نوع تند و تیز و بی رو دربایستی …

 

متولد نیمه ی مهر ماه ۱۳۱۶ . درس خبرنگاری و کار در رادیو تلویزیون رو نخوانده بود که به قول خودش  قرار بود راهش به وزارت خارجه ختم شود که نشد و پیوند خورد به صحنه ی اولین تلویزیون های سیاه و سفید در ایران  و بعد تند و تیز یادداشت هایی در کیهان آن زمان که به اندازه ی محصولات رادیو- تلویزیونی اش نگرفت .

 

این شما و این زندگی  ” پدر شوی فارسی ” ، فریدون فرخزاد . از اینجا گوش کنید  ( این گزارش رو برای زیگزاگ ساخته بودم)