من و کارم |

روز نوشت های زیگعلی
خوراک RSS

فوری به یک مادر نیازمندیم

جمعه ۶ دی ۱۳۸۷

برای بچه ای که هفته ی قبل مادرش را از دست داده ، چشمش هنوز باز نشده و مدام مادرش را می خواهد ، صدایش را بویش را ! اکنون که باز نیست چشمش ، با تمام وجود خوشحالم که می شود با صدای تیک و تاک ساعتی ، در کارتون محل خوابش ، او را خر کرد که این صدای قلب مادرت است و آن پستانک ، همان پستان مادر ولی غم تمام وجودم را میگیرد وقتی که یادم میوفتد ،که قریب الوقوع است گشودن چشم و گشادن فریب . این هم فیلمی از همان کودک

ویژگی های آن زن یا مرد مادر :
۱-هر دو ساعت یکبار ، ۲۵ سی سی شیر را در حلق این کودک فرو بریزد
۲- با او مهربان باشد
۳- کتکش نزند
۴- او را مثل آشغال ، دور نیاندازد .


کشتین منو

سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۷

چند تا خبر رو همینجا با هم تکذیب کنیم ، قالش رو بکنیم بره :

۱- در مورد امیر تتلو و خبرهایی که میگه بازداشت شده و جو زدگی همیشگی سایت های پخش موسیقی زیر زمینی :

من امیر رو شب قبل از اینکه خبر بازداشتش منتشر شد دیدم . بعد از انتشار خبرش ، با خودش سعی کردم تماس بگیرم که نشد ولی با اعضای خانوادش صحبت کردم و من رو مطمین کردن که خوبه و اتفاقی نیوفتاده ( وقتی اینطوری میگن ، خوب یعنی اتفاقی نیوفتاده گیر ندین ! )

۲- در مورد ساسی مانکن و حسین مخته : به خدا زندن و نمردن . نمی دونم چرا انقدر راحت خبر مرگ همه رو منتشر می کنن میره .

۳- در مورد خبرهای مربوط به کار نکردن سیجل و بقیه . اطلاع دقیقی ندارم ولی می دونم که زد بازی با بهزاد صحبت کردن و گفتن که کم کاریشون موقتیه و مربوط به درس خوندنشونه و بس .

حالا دیگه گیر ندین . خیلی خوب ؟


زمستون

چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۷

باد و بارون تهرون رو برد ! شمال شهر رو که نیگا می کنیم به رسم هر زمستون ، سفید پوشه سفید پوشه . قله های البرز رو میگم . ولی یه اتفاق عجیب . دیروز من سفر کردم به دل البرز . چالوس رو گرفتم تا سد کرج . ولی زهی خیال باطل . نه از سفیدی قله ها خبری بود و نه از بارون و برف . بیاین خودتون ببینین

از این به بعد می خوام از این ویدیوهای یک پلانی ( یعنی دوربین روشن ، اتفاق و دوربین خاموش ) براتون زیاد بزارم اگر دوست داشته باشین . به نظرم خیلی خوب شرح میده همه چیز رو . منتهی اگر یوتیوب فیلش تر باشه ( ف ی ل ت ر ) نمی دونم باید چیکار کرد .