پسرهای همجنسگرا بیشتر به چشم میان ،نگاه جامعه به آنها سخت تر و متفاوت تر هست. داشتم فکر می کردم چرا دخترهای همجنسگرا، ( با پذیرش این نکته اقلیت بودن سخت هست، آن هم از این دست ) کمتر به عنوان تابو به چشم میان. یعنی اگر یک پسر همجسنگرا و یک دختر همجنسگرا را جایی ببینیم، پسر بیشتر به چشم میاد، بیشتر مورد بحث و شاید تمسخر قرار بگیره. اون دسته که اصولا همجنسگرایی را مشکل و مساله می دونن، پسرهای همجنسگرا را معضل تر از دخترهای همجنسگرا می دونن.حالا در همین نگاه به پسرهای همجنسگرا هم دو دستگی وجود داره. اون دسته که لطیف ترند یا به قول عامه زنانه ترند( از نظر فکری و حسی و کاملا فارغ از شکل ظاهری)حقیرتر و معضل تر از دسته ای حساب می شوند که مردانه ترند. با یک نگاه به فرهنگ لغات کوچه و خیابون، حرفم رو تصدیق می کنید: اواخواهر، ..ونی،ابنه ای و لغت های تحقیرآمیز مشابه را برای پسرهای همجنسگرا ( از نوع لطیف منظورم هست) ساخته اند. اگر توانستید یک لغت تحقیرآمیز برای یک دختر همجنسگرا ( دختری از درون مردانه) پیدا کنید… هر چه که هست ، اگر حتی فحش هم باشد، به گونه ای اشاره به قدرت مردانه ی وجودشان دارد… جالب نیست که جامعه ی قرن بیست و یکمی ما، در نگاهش به پدیده ی همجنسگرایی هم انقدر مردسالارانه رفتار می کنه؟ شیر زنان را می ستاید و از پسرهای لطیف، اواخواهر می سازد؟ زن و مرد فرقی نمی کند: زنان را مردانه می پسندد و مردان را زنانه نه ؟ اگر قبح است هر دویش باید قبح باشد، می بینید که نیست… شباهت به “شهروند درجه ی دو” عیب و عارش بیشتر است…
پیوست: تاکید مضاعف می کنم که با تمام وجود نگاه جامعه را به پدیده ی همجنسگرایی می دونم و لمس می کنم. می دونم زن و مرد هر دو زیر فشار هستند. این را کتمان نمی کنم، اشاره ام به نکته ی دیگری بود و هست